السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

151

جواهر البلاغة ( فارسى )

6 - بر اسمى كه پس از آن فعل باشد ، پس گفته نمىشود ، هل بشرا منّا واحدا نتبعه ؟ به خلاف همزه كه بر همه اينها داخل مىشود « 1 » . و اعلم : انّ الهمزة و هل يسأل بهما عمّا بعدهما لانّهما حرفان ليس لهما معنى مستقلا . الرابع : بقيّة أدوات الاستفهام موضوعة للتصوّر فقط فيسأل بها عن معناها و هى : ما ، من ، متى ، ايّان ، كيف ، أين ، أنّى ، كم و أىّ و لهذا يكون الجواب معها بتعيين المسئول عنه . و بدان‌كه به وسيلهء همزه و هل از ما بعد اين دو سئوال مىشود چون اين دو ، حرف است و معنى مستقلّى ندارد . ( يعنى مقصود از پرسش ، چيزى است كه پس از اين دو ذكر مىشود ) . [ چهارم : باقى ماندهء ادات استفهام ] چهارم : باقى ماندهء ادات استفهام ( غير از همزه و هل ) تنها براى طلب تصور ، وضع شده است و از معناى آنها سئوال مىشود . اين ادات ، عبارت است از : ما ، متى ، أيّان ، كيف ، أين ، كم و أىّ . و چون از معناى اينها سئوال مىشود در جوابشان مسئول‌عنه ، مشخص مىگردد . يعنى در حقيقت ، جواب ، مسئول عنه است . توضيح : وقتى ما با « متى » سئوال مىكنيم در حقيقت ، از معنى « متى » مىپرسيم . « متى » به معنى « كى » است . يا وقتى با « أين » سؤال مىكنيم از معناى آن ، يعنى « كجا » پرسش كرده‌ايم به خلاف همزه و هل كه معنايى غير از « آيا » ندارد . ما و من ما موضوعة للاستفهام عن أفراد غير العقلاء و يطلب بها : ( الف ) ايضاح الاسم نحو : ما العسجد ؟ فيقال فى الجواب : إنّه ذهب ( ب ) أو يطلب بها بيان حقيقة المسمّى نحو : ما الشّمس ؟ فيجاب بأنّه كوكب نهارىّ ( ج ) أو يطلب بها بيان الصفة نحو : ما خليل ؟ و جوابه طويل أو قصير مثلا

--> ( 1 ) . هل بر منفى داخل نمىشود چون « هل » به معنى « قد » است و « قد » بر منفى داخل نمىشود مثلا نمىگوييم : « قد لا يقوم خليل » بنابراين « هل » ويژه نسبتهاى مثبت در جمله‌هاى فعليه و اسميّه است . و بايد بدانى كه : داخل نشدن « هل » بر سر منفى با اين‌كه « هل » براى طلب تصديق است چه در ايجاب و چه در سلب ، منافات ندارد . نكته ديگر اين‌كه : « هل » پيش از حرف عطف قرار نمىگيرد بل پس از آن مىآيد .